قلبی با دو نیمه مساوی
بچه دار شدن تصمیم خطیری است با این تصمیم میگذارید که قلب تان تا ابد جایی در بیرون و دور و بر تن تان به سر برد آرتین زیبای من سلام شاهزاده ی زیبای من تا اولین سالگرد تولدت چیزی نمونده و من حسابی مشغول آماده کردن و تدارک دیدن هستم امیدوارم همه چی همونجوری که دلم میخواد بشه و یه خاطره زیبا برات رقم بزنیم امروز میخوام توی این پست این 12 ماه رو یه دور دوره کنیم و لحظه لحظه های با تو بودن رو مرور کنیم البته خیلی کلی و مختصر ... چون تمام لحظه های با تو بودن خاطره است آرتین دقایقی بعد از تولد آرتین در اولین ماهگرد زندگی آرتین در دومین ماهگرد زندگی آرتین در سومین ماهگرد زندگ...
جامونده هاااا
سلام شاهزاده ی زیبای من که تو خواب نازی و من دارم سحری درست میکنم آخه نمیذاری من تکون بخورمممممممم و تا بیدار هستی در خدمت شمایییم ولی پسر گلم وقتی میخوابی دلم برای شیطنت هات تنگ میشههه قربونت برم پسر گلم امشب داشتم عکسهارو مرور میکردم و یه تعداد عکس جامونده پیدا کردم که تاریخ هاشونو نمیدونم برات میذارم تا گم نشنننننن این یه عکس سه نفره است که مامان گرفته ... کوچولو بودی نمیدونم کی بود از دست بابا که تا چشممو دور میبینه همه چی بهت میده اینجا بابا داره بهت پفک میده آرتین و بابا تو ماشین آرتین و مامان تو ماشین آرتین سوار کار میشود ...
یازدهمین ماهگرد پرنس خونمون
سلام تک ستاره زندگی مامان و بابا آرتین گلم یازدهمین ماهگرد تولدت هم اووومد و رفت و تو تا یک سالگی فاصله ای ندارییییی آرتین زیبا و دردونه من ... هزار بار بخاطر وجود تو از خدای بزرگ سپاسگذارمممممم یه دونه من با تموم شدن یازدهمین ماهگردت تو اولین قدمهای کوچولوتو برداشتی و دونه دونه داری یاد میگیری که خودت بدون کمک راه بری عزیز دلم روز به روز شیرین تر و دل نشین تر از روز قبل میشی حتی تصور زندگی بدون تو برام کشنده است... از خدای مهربونی که تورو بهم هدیه داده سلامتی تو میخوام و اینکه هیچ وقت درد و غم و غصه سراغت نیاد پسر زیبای من اینم چندتا عکس از راه رفتنت... اینقدر تند همون دو سه قدمو بر میداری که نمیشه عکس گرفت... ...
بدنیا اوومدن "مهرسا" دومین دختر عموی آرتین
سلام گل پسرم آرتین جونم روز چهارشنبه 12 تیرماه 1392 یه کوچولوی نازنین به خانواده عمو رضا اضافه شد "" مهرسا"" و تو الان صاحب دوتا دختر عموی زیبا هستی ""مهرناز و مهرسا"" من و بابا و شما صبح چهارشنبه رفتیم تهران تا قبل از بدنیا اومدن نی نی خوشکلمون اونجا باشیم شما خیلی اذیت شدی چون شب قبلش نتونستی راحت بخوابی ولی خیلی خوش گذشت اینم من و شما و بابا توی محوطه بیمارستان صارم قبل از بدنیا اوومدن نی نی اینم مهرسا اینم دوتا خواهر خوشکل... مهرناز 10 ساله و مهرسا چند ساعته ایشالا که خوش قدم باشه و در کنار خواهرش و زیر سایه مامان و باباش بزرگ شه اینم اسباب بازی جدید و بامزه ات که عمو محسن از چین واست آورده ...
لباس واسه آنیتا (دخمل آینده مامان)
سلام پسر زیبای من مامانی امروز واسه خواهری شما " آنیتا" که ایشالا قراره سال دیگه بیاد تو دل مامان یه لباس خوجل خریدههههههههه مامانی از بس تو پسر خوبی بودی و هستی من و بابا به بچه های بیشتر فکر میکنیم ایشالا که خدا مارولایق بدونه و سال دیگه یه دخمل خوشکل مثل تو بهم بده دردونه زیبای من عاشقانه دوستت دارم قربون خنده هات برم من که خونمون پر شده از صدای خنده ی تو و حس طراوت و زندگی اینم لباسی که واسه خواهری آینده آرتین "آنیتا" خریدم پی نوشت : .: شاهزاده زیبای من "آرتین" تا این لحظه ، 10 ماه و 27 روز و 5 ساعت و 25 دقیقه و 52 ثانیه سن دارد :. ...
ایستادن شاهزاده ی خونمون
پرنس زیبای من سلام چند وقتی بود که تلاش میکردی بایستی ... البته بگم که دست به مبل همه خونه رو راه میرفتی... تا دو سه روز پیش وقتی دستاتو میگرفتیم و بعد رها میکردیم در حد 2یا 3 ثانیه بیشتر نمی ایستادی ولی دو روزه که 10یا 12 ثانیه می ایستی و من موفق شدم از ایستادنت عکس بندازمممممممممممممممم فدای اون قد و بالای نازت پسر گلمممممممممممم اینم از نای نای کردنای آرتین اینم یه حرکت جدیدههههههه اینجا شاهزاده من میخواد چهار زانو بزنههههه پی نوشت : .: شاهزاده زیبای من "آرتین" تا این لحظه ، 10 ماه و 20 روز و 7 ساعت و 53 دقیقه و 0 ثانیه سن دارد :. ٠٩/٠٤/١٣٩٢ ...









